امروز : 97/09/19
ساعت : 06:54

اسم این بازی ترس است

اسم این بازی ترس است

پرزیدنت اوباما اعلام کرد: «ما مغلوب ترس نمی شویم.» منظور او از کلمه «ما» در اینجا چیست؟

به طور حتم منظور او نیروی نظامی و سیا، یعنی تشکیلات ملی و امنیتی بوده است که بی شک از انداختن بمب های بیشتر روی خاورمیانه و کشتن انسان های بیشتر در آن بخش از جهان نمی ترسند.

مطمئنا منظور او مردم آمریکا نبوده است. چرا که آنها از جمله مرعوب ترین مردمان جهانند! آنها مدت ها پیش به شکلی همیشگی و مداوم مغلوب ترس شده اند.

به حملات 11 سپتامبر فکر کنید، یعنی زمانی که اکثر آمریکاییان به این ترس مبتلا شده بودند که تروریست های القاعده در پی آنان هستند. به همین شکل بود که آمریکاییان از زندگی تحت دولتی با قدرت های تمامیت گرایانه اضطراری، از جمله قدرت پنتاگون، سیا و سازمان امنیت ملی برای دستگیری آمریکاییان، انداختن آنها به سیاهچال های نظامی و اردوگاه های متمرکز، جاسوسی از احوال آنها و حتی سوءقصد به جان آنها، جملگی بدون هیچ دادگاه دارای هیئت منصفه ای یا طی شدن رویه های قانونی سردرآوردند.

اکنون که چهارده سال از 11 سپتامبر گذشته، آیا ترس آنها مرتفع شده است؟ مزاح می کنید؟ این ترس از همیشه بزرگ تر شده است! 

 

ترس این کارها را کرد. آمریکاییان چنان ترسیدند که با طیب خاطر آزادی خود را با زندگی کردن تحت رژیمی با قدرت های تمامیت گرایانه – رژیمی که وعده می داد «امنیت» آنها را تامین کند – تاخت زدند.

اکنون که چهارده سال گذشته، آیا ترس آنها مرتفع شده است؟ مزاح می کنید؟ این ترس از همیشه بزرگ تر شده است! داعش!داعش!داعش!داعش! آنها دارند به سراغ ما می آیند. قانون پاتریوت را احیا کنید! حتی قدرت های بیشتری به پنتاگون، سیا و سازمان امنیت ملی بدهید! هر کاری که لازم می دانید برای تامین امنیت ما انجام دهید!

نگاه کنید که آمریکاییان چگونه در قبال احتمال اجازه یافتن ورود پناهجویان خاورمیانه به ایالات متحده واکنش نشان می دهند. جماعت مرعوبان از رئیس جمهور تمنا می کنند: «وای خدای من، آنها دارند به سراغم می آیند تا سرم را جدا کنند، تا مجبورم کنند به مسجد بروم! حتی فکر این را که به این مردمان ترسناک اجازه ورود به کشورم  بدهید هم نکنید.»

البته کنایه تلخ بحران آوارگان این است که دولت آمریکا عامل اصلی هرج و مرج، خشونت و جنگی بوده که موجب گریختن هزاران تن از خانه هایشان در تلاشی نومیدانه برای نجات جانشان و جان همسران و کودکانشان شده است.

حتی تلخ تر آنکه آمریکاییانی که از حملات 11 سپتامبر زندگی شان را در ترس سپری کرده اند و اکنون از آوارگان می هراسند، حامیان بزرگ سیاست مداخله گرایی بوده اند که موجب بحران آوارگان شده است.

عراق را به خاطر دارید؟ وقتی که دولت آمریکا به این کشور حمله کرد، این ترس بود که موجب پشتیبانی کورکورانه از این تهاجم گردید. نه دولت عراق و نه مردم آن تاکنون آمریکا را مورد حمله قرار نداده اند. اما مقامات آمریکا پس از 11 سپتامبر از ترسی که این تعداد از آمریکاییان را در چنگ خود گرفتار کرده بود استقبال کردند. «وای خدای من، صدام حسین دارد به سراغ ما می آید! سلاح های کشتار جمعی! ابرهای قارچی شکل! اورانیوم کیک زرد! عملیات آزادسازی عراق! از سربازان حمایت کنید!»

و اکنون ما شاهد آن هستیم که همین ترس زدگان در حال مخالفت کردن با ورود حتی یک آواره عراقی به داخل کشور است، چرا که می ترسند عده ای از آنان روزی از آنچه که دولت آمریکا بر سر آنها، خانواده و کشورشان آورده، خشمگین شوند.

جوانان تمام ترسی را که در دهه 1990 بر کشور غالب شده بود، تجربه نکرده اند. کل این دهه تکرار یک ورد روزانه علیه صدام حسن شده بود که «هیتلر جدید» نامیده می شد. به ترسی که مردم امروز از داعش فکر کنید تا میزان هراسی را که آن زمان از صدام داشتند تصور کنید. هر روز و هر روز بدگویی های ترس آوری علیه صدام حسین به خورد آمریکاییان داده می شد، درست همانطور که امروز درباره داعش (و تا همین اواخر القاعده) عمل می شود. دوست محافظه کاری را به خاطر دارم که سرانجام چنان از شنیدن «صدام!صدام!صدام!» که هر روز در تلویزیون تکرار می شد، به خشم آمد که به من گفت «ما فقط باید سربازانمان را بفرستیم آنجا و او را برکنار کنیم!» در این میان انبوه انسان های بی گناهی که در روند برکنار کردن او کشته می شدند، محلی از اعراب نداشت. این موضوع مهم نبود.

با وجود رد طولانی از مرگ و نابودی که دولت ملی- امنیتی آمریکا در سوریه و بقیه نقاط خاورمیانه در طول چند دهه گذشته بر جای گذاشته،  جماعت مرعوب صرفا وفادارانه و کورکورانه شعارهای دلخواه آن را تکرار کرده اند: «از سربازان حمایت کنید!»

 

البته دوستم خالصانه معتقد بود که اگر سربازان ما یا سیا صدام را برکنار کنند، سرانجام یک زندگی بدون ترس و همراه با صلح و آرامش درونی خواهد داشت. چه شوخی مسخره ای. من اطمینان دارم که این فرد امروز بیشتر از همیشه ترس زده است و دارد تکرار می کند «وای خدای من، داعش، داعش،داعش!»

سوریه و صدها هزار آواره سوری را در نظر بگیرید. جماعت مرعوب مطمئن است که اگر به آنها اجازه ورود به آمریکا داده شود، معدودی از آنها تروریست خواهند بود. اما چرا آوارگان سوری بخواهند عمل بدی در حق آمریکاییان انجام دهند؟ خب دلیلش این است که دولت آمریکا کار بسیار بدی در حق سوری ها کرده است. دولت آمریکا در چند سال گذشته آنها را کشته است.

چرا دولت آمریکا سوری ها را کشته است؟ چون مقامات آمریکایی از رئیس جمهوری سوریه خوششان نمی آید و می خواهند او را با یک دیکتاتور جایگزین کنند. سوریه هرگز مثل عراق از سوی آمریکا مورد حمله قرار نگرفته است اما دولت آمریکا در آنجا نیز یک نیروی مهاجم است. به همین خاطر است که بعضی از سوری ها – همان هایی که برادران، خواهران، والدین، اقوام یا دوستانشان را در نتیجه سیاست مداخله جویی آمریکا از دست داده اند- ممکن است خشمگین شوند.

 نگرش جماعت مرعوب در دوران عملیات تغییر رژیم دولت آمریکا در سوریه چه بوده است؟ یا حمایت تمام عیار یا حمایت خاموش. به یاد داشته باشید دولتی که از آن سخن می گوییم، یک دولت ملی- امنیتی است. با وجود رد طولانی از مرگ و نابودی که دولت ملی- امنیتی آمریکا در سوریه و بقیه نقاط خاورمیانه در طول چند دهه گذشته بر جای گذاشته،  جماعت مرعوب صرفا وفادارانه و کورکورانه شعارهای دلخواه آن را تکرار کرده اند: «از سربازان حمایت کنید!» و « از خدمات شما متشکریم.»

البته پیشینه ترس از 11 سپتامبر عقب تر می رود. جنگ سرد را فراموش نکنید که طی آن، آمریکاییان به معنای مطلق کلمه از اینکه کمونیست ها به سراغشان بیایند و آمریکا را به کشوری سرخ تبدیل کنند، وحشت داشتند. جنگ صلیبی ضد کمونیستی که طی آن اف بی آی جاسوسی آمریکاییان بی گناه را می کرد – یعنی آمریکاییانی که مظنون به این بودند که خبرچین کمونیست هایند- و زمانی که جنبش حقوق مدنی یک جبهه کمونیستی برای سرخ کردن آمریکا قلمداد می شد، به خاطر همین به راه افتاده بود. فقط کافی است از خانواده مارتین لوترکینگ بپرسید.

آمریکاییان امروز با وجود برخوردار بودن از قدرتمندترین نیروی نظامی و اطلاعاتی در تاریخ بشر، از جمله مرعوب ترین مردم جهانند.

 

یک بخش جالب جنگ سرد این بود که در آن دوره هیچ کس از اسلام، مسلمانان یا تروریست ها هراسی نداشت. هرچه بود، ترس از کمونیست ها و کمونیسم بود.

وقتی که پرزیدنت ترومن تغییر سیستم دولتی اصلی آمریکا و ایجاد دولت ملی- امنیتی را مد نظر قرار داد – نوعی از تشکیلات دولتی  ذاتی رژیم های تمامیت خواه – به او گفته شد که به منظور تضمین حمایت مردم آمریکا از این تغییرات اساسی و بنیادین در دولت آمریکا، او باید وحشت از جهنم را در آنها به وجود آورد.

ترومن به شکلی که در دورترین رؤیاهایش هم نمی دید در این کار موفق شد. آمریکاییان امروز با وجود برخوردار بودن از قدرتمندترین نیروی نظامی و اطلاعاتی در تاریخ بشر، از جمله مرعوب ترین مردم جهانند.

شاید هم باید بگویم به دلیل برخورداری آنها از قدرتمندترین نیروی نظامی و اطلاعاتی در تاریخ بشر، آمریکاییان از جمله مرعوب ترین مردم جهانند، بله؟

منبع :برای رفتن به صفجه اصلی مطلب کلیک کنید فارس نوشته: جاکوب جی.هورنبرگر[1] ترجمه: حسین گلزاری منبع: http://fff.org/2015/11/23/fear-is-the-na

نام :

ایمیل :

*نظر شما :

*کد امنیتی :

اگر ناخوانا است کلیک کنید ارسال