امروز : 97/09/19
ساعت : 06:54

علم فروشی در ایران

علم فروشی در ایران

از میدان انقلاب که رد می شوی بویی به مشامت می رسد که بسی آزاردهنده است و راه نفست را می گیرد.

بوی مشمئزکننده ای است. بوی سوختگی نیست، بوی جگرکی ها و کله پزها هم نیست. به بوی زباله های تلنبار شده در جلوی مغازها و جوب ها هم نمی خورد! بوی فلافل و سوسیس و کالباس مانده هم نباید باشد. بوی عجیب و ناراحت کننده ای است که به آن ور آب ها هم رسیده است به طوری که حتی آمده اند و سرک هم کشیده اند تا سر از ماجرا دربیاورند. اما اینجا کسی به روی خود نمی آورد چون دیگر به این بو عادت کرده اند. اما راستی این بوی چیست؟ اگه دقیق شویم متوجه می شویم که این بو از کجاست. این بویی است که از نعش علم بر می خیزد، بوی فلاکت و سیاه روزی علم است، بوی حراج علم و سواد است که جارچی ها جار می زنند و صدایشان تا اقصا نقاط جهان رسیده است. بوی جهان سومی و مدرک گرایی است. در این بازار مکاره مشتریان به راحتی فروشندگان را پیدا می کنند و فروشندگان اجناس خود را در این میدان عرضه می کنند. در گوشه ای وانت باری جلوی زیرزمینی ایستاده و بار خود را که پایان نامه های یک دانشکده پزشکی است خالی می کند تا بدست گدایان علم برسد. اینجا جایی است که شما می توانید به راحتی پایان نامه و یا مقاله علمی سفارش دهید و در عرض مدت کوتاهی دوپینگ علمی کنید و احساس دانشمند شدن و باسواد شدن کنید.

بازار کتاب های کهنه و نایاب و غیرمجاز و سی دی ها و دی وی دی ها دیگر در میدان انقلاب و اطراف آن رونق اولیه را ندارند. بازار جدیدی باز شده است که اگر قبلا معاملات آن در خفا و زیرزمینی بود الان مجاز و نظام مند و در روز روشن انجام می گیرد و هر روز رونق بیشتری می گیرد و آبروی علمی کشور را هم به همان نسبت بر باد می دهد. پیشرفتی در کار نیست پسرفت در علم و تحقیق و دانش است، عقب ماندگی علمی است که هر روز شاخه های مارگونه جدیدی از آن در کشور ایجاد می شود. و در این میان به تدریج اصطلاح «خودت نوشتی یا خریدی؟» به فرهنگ دانشگاهی اضافه می شود. بوی این بی آبرویی علمی به قدری زننده است که آن ور آبی ها هم خبردار شده اند.

ریچارد استون از نویسندگان بخش بین الملل مجله ساینس در بازدیدی که از میدان انقلاب داشته در مقاله ای به تاریخ 24 شهریور 95 با عنوان «مخدوش شدن چهره علمی ایران با رونق بازار تاریک فروش پایان نامه و مقاله علمی» به این موضوع پرداخته است. او درباره یکی از موسساتی که در کار فروش پایان نامه و مقاله است می نویسد: «این موسسه یکی از نمونه های بارزی است که شامل جمعی از افراد می شود که از یک صنف هستند و کارشان نوشتن پایان نامه و مقالات علمی در قبال پول است. آنها در اینترنت، با پوستر و آگهی و پحش بروشور و آگهی توسط افرادی که فریاد می زنند و با خود پلاکارد دارند و در بیرون دانشگاه تهران در پیاده رو صف می کشند تبلیغ می کنند.»

استون با اشاره به قانون گذارانی که مدارک دانشگاهی خود را به این طریق اخذ کرده اند و اینکه قرار است مجلس روی لایحه ای در این باره کار کند می نویسد: «هنوز مسخص نیست چند مقاله و پایان نامه به این صورت تولید شده است. در سال 1393 یک عضو فرهنگستان علوم برآورد کرد که هر سال 5000 پایان نامه یعنی تقریبا 10 درصد کل پایان نامه های فوق لیسانس و دکترا از دلالان و فروشندگان تهیه می شود. بهزاد عطایی آشتیانی، استاد مهندسی عمران دانشگاه صنعتی شریف جزئیات بیشتری از این معضل داده است. او می گوید که 330000 لینک فارسی به فروشندگان مقالات علمی یافته است. آشتیانی تخمین می زند که حداقل دو هزار مورد از چنین اقداماتی در ایران وجود دارد. دانشمندان ایرانی سالانه 30000 مقاله در ژورنال های بین المللی به چاپ می رسانند که از زمان انقلاب اسلامی 20 برابر افزایش داشته است. حسین آخانی استاد زیست شناسی دانشگاه تهران می گوید که مقالات و پایان نامه های خرید و فروش شده وجه و شهرت تعداد زیادی از دانشمندان ایرانی را که تقلب نمی کنند خدشه دار و اعتماد جامعه علمی جهان را کم رنگ تر می کند و احتمالا همکاری ها و مشارکت ها را در معرض خطر قرار می دهد.»

استون اعتقاد دارد که ادامه این وضعیت رتبه و اعتبار علمی ایران در جهان را خدشه دار می کند.

سه سال پیش بی بی سی در گزارشی با عنوان جالب «خرید و فروش علم در خیابان های تهران، 28 اردیبهشت 1392» به این موضوع پرداخته بود: «این روزها تجارت خرید و فروش پروژه‌های دانشجویی دوره کارشناسی و پایان‌نامه‌های کارشناسی ارشد کاملا عادی است و حتی خبرهایی از ورود رساله های دکترا به بازار به گوش می‌رسد. تقلب در انتشار مقاله هم که چندان موضوع نا آشنایی نیست. ولی چرا واکنشی جدی از سوی مسئولان در این زمینه دیده‌نمی شود.»

بی بی سی نیز به خدشه دار شدن اعتبار علمی ایران در جهان در صورت ادامه این وضعیت هشدار داده بود: «.... کارشناسان هشدار می‌دهند که تساهل و چشم‌پوشی مسئولان و جامعه دانشگاهی به اینگونه کج‌روی‌ها، هر چند اندک باشند، اعتبار و زحمات واقعی دیگر پژوهشگران را از بین می‌برد و تصویری نامناسب از جامعه علمی ایران را در جهان علم به نمایش می‌گذارد.»

ابراهیم خندان؛ روزنامه نگار در خصوص موضع مسئولان می گوید: «آنها معتقدند که مدیران آموزش عالی بیش از حد سیاست زده شده‌اند و هر چیزی را وسیله‌ای برای تبلیغ خود و عملکردشان می‌دانند. افزایش تعداد مقاله‌های علمی یا به بیان دیگر رشد علمی کشور نیز از این نکته مستثنی نیست و بلکه برد بیشتری نیز دارد. این افزایش اگر گاهی با کمک‌هایی از این دست هم بدست بیاید می‌تواند چندان هم بد نباشد. ولی نکته‌ای که این مدیران نادیده می‌گیرند این است که افزایش این آمار به معنی توسعه یافتگی همه جانبه و پیشرفته بودن "جامعه ایرانی" با تمام اجزا و مشخصاتش و سعادتمندی ایرانیان نیست.»

اگر اندکی به عقب برگردیم به نمونه هایی از سرقت ادبی، کپی کاری و جعل مقاله و مدرک تحصیلی توسط استادان دانشگاه و حتی مقامات بلند پایه دولت ها بر می خوریم . اما مجازات یا واکنش های منفی مناسب و درخوری در قبال این تقلبات و جعلیات انجام نگرفته است و بمانند جوامع پیشرفته به هیج استعفا، عزل، کناره گیری یا معذرت خواهی نیانجامیده است. مجرمان با وجود مستندات غبرقابل انکار و معتبر تنها به تکذیب و انکار جرم خود پرداخته یا سکوت پیشه کرده اند و یا تقصیر را به گردن دانشجویان و همکاران خود یا حتی دشمن خیالی (تئوری توطئه) انداخته اند.

اما اینکه که چه عواملی باعث بوجود آمدن این وضعیت شده است علل چندی ارائه شده است. اما از این نکته نباید غافل شد که وضعیت حاضر در یک روز یا یک هفته به وجود نیامده است بلکه سیاست های غلط، خود مسئولان و رانت ها و سهمیه های علمی و اقتصاد بیمار در طول این سال ها در بوجود آمدن این وضعیت دخیل بوده است.
 
محمدرضا مخبر دزفولی (8 شهریور 1395)، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی دست بیگانگان و دشمنان را در این مساله دخیل می داند: «برداشت این است که این جریان سازمان‌یافته و طراحی‌شده با پشتیبانی خارجی‌ها و عناصر مسئله‌دار و برخی اوقات هم به‌وسیله عناصر غافل، نادان و ناآگاهی به راه افتاده است.»

دزفولی می افزاید: «ما اطلاعاتی داریم که جریان‌هایی در سطوح خارجی و بعضی از دنباله‌روهای داخلی آنها در پی این هستند که پیشرفت علمی کشورمان را مخدوش کنند و به آن لطمه بزنند و یا آن را آلوده کنند.»

صادق زیبا کلام (6 آبان 1395)، استاد علوم سیاسی، در واکنش به این اظهارنظر دزفولی آن را قویا رد می کند و نام «توهم توطئه» بر آن می گذارد: «اینکه به راه افتادن بازار خرید و فروش مقاله، نگارش رساله و تهیه و انجام تحقیقات دانشگاهی را یک توطئه خارجی بدانیم؛ و درنتیجه راه‌حل آن را هم در برخورد نیروی انتظامی (وزارت کشور) و مجازات توسط قوه قضاییه بدانیم، نشان می‌دهد که شورا نه اساساً درک درستی از چگونگی به وجود آمدن این پدیده دارد و نه آگاهی از ریشه‌های عمیق‌تر این ناهنجاری گسترده در دانشگاه‌های کشور؛ و درنتیجه تصور می‌کند که با گرفتن، زدن و بستن، مسئله ریشه‌کن خواهد شد.»

زیبا کلام با زیر سوال بردن جایگاه حقوقی شورای عالی انقلاب فرهنگی و عدم شفافیت در وظایف آن مدرک گرایی را علت اصلی این وضعیت می داند: «فروش مقالات ISI، پایان‌نامه، مقالات علمی پژوهشی، ترجمه و تألیف و غیره نه توطئه دشمنان نظام است که از پیشرفت‌های علمی ما برآشفته‌اند و نه چاره آن بگیروببند و داغ و درفش است. این پدیده محصول یا عوارض بیماری بسیار هولناک‌تری است به نام «مدرک‌گرایی». «مدرک‌گرایی» است که می‌خواهد به هر قیمت شده متقاضی مدرک را به فوق‌لیسانس برسد و از فوق‌لیسانس می‌خواهد او را به دکترا برساند. متقاضیان نه علاقه‌ای به علم دارند و نه دل درگرو دانش؛ فقط می‌خواهند به مدرک برسند.»

هر چه که باشد باید تدابیری برای از بین بردن این عادت زشت اندیشیده شود. تا زمانی که فضای علمی بر دانشگاه ها و مراکز علمی حاکم نشود و موانعی برای سو ءاستفاده از جایگاه سیاسی و مقام و پست برای خرید علم اتخاد نشود و ورود سیاستمداران به حیطه علم کند نشود تغییر قابل توجهی را مشاهده نخواهیم کرد. تا جایگاه سیاستمدار و دانشمند تعربف نشود شاید نشود کاری اساسی انجام داد و میدان انقلاب و حراج علم در آن همچنان به حیات خود ادامه خواهد داد. این نکته باید نهادینه شود که «علم دشوار است!»

منبع :برای رفتن به صفجه اصلی مطلب کلیک کنید الف

نام :

ایمیل :

*نظر شما :

*کد امنیتی :

اگر ناخوانا است کلیک کنید ارسال